lördag 20 oktober 2012

رهبر، بدحجابی و سه فرضیه


خانم هایی بودند که در عرف معمولی به آنها می گویند بدحجاب. اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنیم ؟ مصلحت است ؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است، جان، دلباخته این اهداف وآرمانهاست. او نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟” ( اظهارات رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با روحانیون خراسان شمالی- بیست ودوم مهرماه ۹۱)
اظهار نظر اخیر رهبر جمهوری اسلامی درخصوص نحوه مواجهه با دختران و بانوانی که “بدحجاب “نامیده می
شوند، هم با دیدگاه‌های علنی اوکه تا پیش از این در رسانه ها منتشر شده در تعارض بود وهم با اقدامات انتظامی که قبلاً در کشور صورت گرفته و یقیناً از حمایت او بر خوردار بوده است. او شاید هیچگاه به صورت مستقیم در مورد کسانی که با اسامی غیر مأنوس همچون “بدحجاب” شناخته می شوند سخنی نگفته باشد اما برخی دستورات او را می توان مربوط به قشر گسترده ای دانست که بدحجابان را نیز در بر می گیرد. از جمله او در دیداری که روز پنجم اردیبهشت ۸۹ با فرماندهان انتظامی داشت آنان را اینگونه مورد خطاب قرار داد: “در برخورد با برخی افراد که تعمداً یا از روی بی توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت وعفاف خارج می کنند باید برخورد قوی و صحیح انجام شود”. یک سال بعد، او مجدداً در میان فرماندهان نیروی انتظامی حاضر شد و خطاب به آنان اظهار داشت: “امنیت اخلاقی در جامعه به معنای آنست که مردم دغدغه ای در خصوص احتمال انحراف اخلاقی فرزندان خود نداشته باشند.”
همین دستورالعمل ها بود که فرماندهان انتظامی کشور را در برابرمخالفت تبلیغاتی احمدی نژاد با طرح هایی همچون “عفاف ” و ” امنیت اجتماعی “، جسور می کرد. روز دوازدهم دی ماه سال ۸۶ ، فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد”جزئیات طرح امنیت اجتماعی در سه جلسه ـ شورای انقلاب فرهنگی ـ با حضور رئیس جمهور تشریح شده بود”. در آن زمان بسیاری از افراد این اظهارات را خنثی کردن تبلیغات فریب کارانه مقامات دولتی دانستند که به مخالفت با این طرح، تظاهر می کردند. اما مفهوم دیگراین سخنان از زبان فرمانده نیروی انتظامی، آن بود که “آنچه نیروی انتظامی در قالب طرح هایی از قبیل عفاف و امنیت اجتماعی انجام می دهد مستظهر به پشتیبانی شورای انقلاب فرهنگی است که مصوبات آن با تأیید رهبری، عملیاتی می شود.”
سوابق فوق الذکر و بی اثر بودن اقدامات پنج سال اخیر احمدی نژاد برای متوقف کردن طرح مبارزه با بدحجابی، موجب شده که اظهارنظر اخیر و بی سابقه رهبر در خصوص افراد موسوم به بدحجاب با اما و اگرهایی مواجه شود. بسیاری از افراد، این سخن را دیدگاه جدید جمهوری اسلامی در مورد حجاب نمی دانند و برای توجیه آن، به دنبال یافتن دلایل سیاسی و تبلیغاتی هستند. این یادداشت، سه فرضیه موجود در این خصوص را مورد بررسی قرار می دهد.
یکم – عده ای بر این گمانند که ریزش شدید در حامیان واقعی رهبر، او را وادار ساخته که حتی ابرازعلاقه های غیر واقعی و نمایشی را غنیمت بشمارد و از این طریق، پاسخی به برخی مخالفان داخلی و چشم های ناظر جهانی بدهد.رهبر جمهوری اسلامی گمان می کند حتی ابراز ارادت های نمایشی، بسیاری از افراد را نسبت به استحکام موقعیت رهبر و استقرار نظام، قانع خواهد ساخت و منجر به انصراف آنها ازهرگونه همراهی با معترضان و مخالفان خواهد شد. اما در ماجرای اخیر از یک سو ابرازتردید منتقدان و رسانه های آنان در خصوص” حسن نیت نظام” در این ماجرا و از سوی دیگر تلاش ناشیانه برخی رسانه های حکومتی برای بهره برداری حداکثری از این “تک مضراب “به گونه ای بود که به نظر می رسد پیشاپیش تلاش برای نتیجه گیری از “مهربانی ناگهانی” را با شکست مواجه ساخته است. به خصوص آنکه رسانه های حکومتی علیرغم تبلیغات گسترده پیرامون سخن بی سابقه رهبر، هنوز در مواجهه با مقولات اجتماعی، همان راه سابق را می روند و همچنان مشغول هتک و توهین نسبت به کسانی هستند که در عرصه های فرهنگی اجتماعی، رویه های رسمی وسخت گیرانه حکومت را قبول ندارند.
دوم ـ گروه دیگر نگاه کمتر بدبینانه ای به سخن اخیر رهبر دارند و گمان می کنند او با درک نسبتاً صحیح ازشرایط ، در صدد جبران برخی مسائل بر آمده و مایل است از شدت “بسته بودن فضای کشور” بکاهد. بر مبنای این فرضیه، اظهارات رهبر، نه بهره برداری از ابراز علاقه ظاهری و غیر واقعی جوانان برای رجز خوانی در برابر مخالفان داخلی و خارجی بلکه برای جذب حقیقی گروهی از جوانان است. در واقع او که از تنزل پایگاه اجتماعی خویش مطلع شده، در صدد است از میان جوانانی یار گیری نماید که شاید مقاومت آنها دربرابر پوششِ مطلوب حکومت، نوعی اعلام مخالفت با جریان حاکم است. اما به نظر می رسد این سناریو نیز نمی تواند برای نظام نتیجه بخش باشد زیرا هم زمان با” تک اظهار نظرِرهبر”، در عرصه های دیگری که مورد علاقه جوانان است ـ اعم از سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی ـ فشارها بر جوانان اگر در حال افزایش نباشد دچار کاهش هم نشده است. سرنوشت کنسرت های موسیقی ، ساخت فیلم ها، برگزاری مراسم تفریحی و نشست های سیاسی ، بهترین نشانه برای جوانان است که به اراده نظام برای باز
کردن فضا – حتی از نظر فرهنگی و اجتماعی ـ با تردید نگاه کنند.
سوم ـ در برابر دو فرضیه فوق، گروهی دیگر این موضوع را نیز بازتابی از درگیری ها و رقابت های احمدی نژاد و رهبر می دانند. به باوراین گروه، رهبر نگران آنست که هزینه اِعمالِ گفتمان کلی حاکمیت در موضوع حجاب به گردن او بیفتد و همین سوژه به ابزاری برای ” محبوبیت طلبی احمدی نژاد” تبدیل شود. چنین هزینه ای در شرایط فعلی برای رهبر ناخوشایند بوده و لذا او در صدد است تا چهره ای “صاحب مدارا” از خویش ترسیم و طرح احمدی نژاد برای متوجه نمودن مسئولیت همه خشونت ها به رهبر را خنثی نماید. اما اگر در پس پرده اظهارات اخیر رهبر، چنین اراده ای هم وجود داشته باشد قاعدتاً او به نتیجه مطلوب خویش نخواهد رسید. زیرا اولاً این نوع برخوردها در تمام دوره رهبری آقای خامنه ای وجود داشته و ثانیاً همه دستگاههایی که در دو دهه گذشته به صورت رسمی یا غیر رسمی دست اندرکار پروژه “مبارزه با بدحجابی “بوده اند مستقیماً زیر نظر رهبر فعالیت می کنند. در این میان علاوه بر نیروی انتظامی که فرمانده آن از سوی رهبر انتخاب می شود می توان به “شورای عالی انقلاب فرهنگی” اشاره کرد که رهبر جمهوری اسلامی با صراحت، مصوبات آن را در حکم “قانونِ لازم الاتباع” دانسته و فرمانده نیروی انتظامی پنج سال پیش – دی ماه ۸۶ – اعلام کرد جزئیات طرح عفاف و امنیت اجتماعی در سه جلسه با حضور احمدی نژاد، در آن شورا بررسی و تصویب شده است.
قاعدتاً‌ هر یک از سه فرضیه فوق موافقان و مخالفانی دارد. شاید کسانی به فرضیاتی دیگر در این مورد بیندیشند. در عین حال، هر کدام از فرضیه ها در مورد اظهارات اخیر رهبر جمهوری اسلامی به حقیقت نزدیک تر باشد در این موضوع نمی توان تردید کرد که رهبر، آنچه را که تاکنون “مبارزه با بدحجابی” نامیده می شود قابل ادامه نمی داند و این تغییر دیدگاه او نمی تواند بی تأثیر از تحولاتی باشد که در داخل وخارج از کشور اتفاق افتاده است. به عبارت دیگر، نابسامانی های فراوان اقتصادی و تهدیدات خارجی که هر روز بر حجم آنها افزوده می شود در کنار رقابت های بی سابقه درمیان ” محافظه کارانِ سابقاً متحد” آنان را ناچار به اظهارنظرهایی کرده که نه با مواضع سابق ایشان هماهنگ است نه با عملکرد فعلی آنها در عرصه های گوناگون، هم خوانی دارد. اما آیا این ” تک مضراب های ناهماهنگ” می تواند مشکلی از سران نظام حل کند؟ پاسخ به این پرسش چندان مشکل نیست. حتی به نظر می رسد نویسندگان سناریوهای جدید هم چندان به موفقیت سناریوهای خویش، ایمان ندارند. تغییر قطعی و متناوب در بسیاری ازاظهار نظرهای سیاسی سران نظام در ماههای آینده و تلاش آنها برای متفاوت نشان دادن خود از فراکسیون های دیگر حکومت، نشانه ای است که صحت ادعای این یادداشت را اثبات خواهد کرد.

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar